تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


به ویرانی معتاد!  

هوس عاشقي به سرم زده است. هوس اینکه دستهایی را هوس کنم . هوس کرده ام دلم بلرزد برای صدایی که مرا شیطنت آمیز به نام می خواند. هوس شیطنت کرده ام، که آتشی بسوزانم و مثل بچگی هایم مخفیانه بنشینم و گرمی اش را تماشا کنم و ببینم که چطور مرد همسایه فحش می دهد به زمین و زمان " کدوم احمقی این آتیشو روشن کرده "
هوس کرده ام احمق شوم و جلوی مرد همسایه بایستم، شکلک درآورم و با رضایت و نیشخند بگویم " خوب کردم، خوب کردم "
گیریم که شیطنت من دست و دل تو را سوزانده باش

ادامه مطلب  

ولنتاین  

مادو مغرور دو خودخواه دو بدتقدیریم
عاشقي کردن ما شرح عدم در عدم است
مثل یک تابلوی نیمه ی نفرین شده ای
دست هرکس که به سمت تو بیاید قلم است

ادامه مطلب  

عاشقي محنت بسيار کشيد  

عاشقي محنت بسیار کشید
 
تا لب دجله به معشوقه رسید
 
 
نشده از گل رویش سیراب
 
که فلک دسته گلی داد به آب
 
 
 نازنین چشم به شط دوخته بود
 
فارغ از عاشق دلسوخته بود
 
 
دید در روی شط آید به شتاب
 
نوگلی چون گل رویش شاداب
 
 
 گفت به به چه گل زیباییست
 
لایق دست چو منِ رعناییست
 
 
حیف از این گل که برد آب او را
 
کند از منظره نایاب او را
 
 
 زین سخن عاشق معشوقه پرست
 
جست در آب چو ماهی از شست
 
 
خوانده بود این مثل ان مایه ی ناز
 
که نکو یی کن و در آب انداز


ادامه مطلب  

غریبه شدم رفت دیگه ...  

❂دو روز که پیـــشش نبودمشــــــــــدم☜غَــــــــریبـــه☞یکــــــی هم جامو گــــــــــرفتکه اسمش☜رَقـــــــــیبه☞کلًا رســـــم عاشقي این روزاخیـــــلی☜عجیــــــــبه☞نمیــــدونم شایــدمطــرفمون☜نانَجـــــــیبــه☞

ادامه مطلب  

غریبه شدم رفت دیگه ...  

❂دو روز که پیـــشش نبودمشــــــــــدم☜غَــــــــریبـــه☞یکــــــی هم جامو گــــــــــرفتکه اسمش☜رَقـــــــــیبه☞کلًا رســـــم عاشقي این روزاخیـــــلی☜عجیــــــــبه☞نمیــــدونم شایــدمطــرفمون☜نانَجـــــــیبــه☞

ادامه مطلب  

عاشقی  

¶¶ﺗَﻨﻬــــﺎﻡ . . .✌¶¶
¶¶ﭼـــُﻮﻥ ﺣُﻮﺻــِـﻠﻪ ﯾﻪِ ﺭﺍﺑِﻄِـــﻪ¶¶
¶¶ﺑَـﭽـــﮕﻮﻧـــﻪ ﺭﻭ نـﺪﺍﺭﻡ …❎¶¶
¶¶↓↓♬ ﻋِﺸْﻘــﺎﯼِ ﺑـﮯْ ﭘﺎﯾﻪ ¶¶
¶¶ﺑـﮯْ ثُبـﺎﺕ ، ﮐَﺸْــــــــﮑﮯ ↹⇂⇃¶¶ْ
¶¶⇓⇓♪ﺩﻭسـِت ﺩﺍﺭَﻣــﺎﯼِ چِـﺮﺕ ¶¶
¶¶ﻣَﺼُﻨﻮﻋــﮯْ ، ﻣَﺸْــــــﻘﮯْ↻⇊¶¶
¶¶⇟⇟♩ﻫﻴﭽــﮯْ ﺟﺯ غُـصِّـه ﻭ ﻏَـﻢ ¶¶
¶¶ﺁﻩُ ﻧﺎﻟﻪْ ﺗَــــــﺶْﻧــﮯْ ↺↯↯¶¶
¶¶↧↧♬ ﻋِﺸْـ❤ـﻖْ ﻓَﻘَﻂْ خودم که از همه بهترم ¶¶
¶¶ •° بیا رو☝شْ °• ، ﻣَﺸ

ادامه مطلب  

در مصــاف عاشقی حجـــت دلیــل عقــل نیـست (۲۱۸)  

 
یوســفم گـــاهی دوبـــاره یـــاد کنــــعان می کند
بـا خیــالش هــر چه کافــــر را مسلـــمان می کند 
 
حضــرت معشـــوق مـا در آینــــه ظاهــــر شـــده
آینـــــه در آینـــــه تبلیــــــغ ایمــــــان می کنـــــد
 
در مصــاف عاشقي حجـــت دلیــل عقــل نیـست
آنچـــه را عاجـــز بمـــانـد عقــــل، دل آن می کند 
 
نقـــش عشقی می کشد بر بــــوم دل تقدیــــر مـا
درد عاشـــق را فقــط بـا عشـــق درمـــان می کند
 
گریــه کن گاهــی بشـــوید از دل

ادامه مطلب  

در مصــاف عاشقی حجـــت دلیــل عقــل نیـست (۲۱۸)  

 
یوســفم گـــاهی دوبـــاره یـــاد کنــــعان می کند
بـا خیــالش هــر چه کافــــر را مسلـــمان می کند 
 
حضــرت معشـــوق مـا در آینــــه ظاهــــر شـــده
آینـــــه در آینـــــه تبلیــــــغ ایمــــــان می کنـــــد
 
در مصــاف عاشقي حجـــت دلیــل عقــل نیـست
آنچـــه را عاجـــز بمـــانـد عقــــل، دل آن می کند 
 
نقـــش عشقی می کشد بر بــــوم دل تقدیــــر مـا
درد عاشـــق را فقــط بـا عشـــق درمـــان می کند
 
گریــه کن گاهــی بشـــوید از دل

ادامه مطلب  

نیمه شب...  

 ساعت2:24 نیمه شب ... خوابم نمیاد... شدید
سرما خوردم ...دارو هم نمی تونم بخورم ...
زمستان هم در حال گذر هست ...هیچی از روزامون
نفهمیدیدم... امیدوارم سال های بعدی بتونم باز بنویسم ...
این روزا همیشه دلتنگم... دلم یه دشت بی انتها 
میخواد ...یه درخت مجنون ... یه رودخونه ...
یه آسمون نیمه ابری... یه عالمه عاشقي ... تنهای تنها ...
بشینیم باهم چایی بخوریم... درد دل کنییم ...
به تماشای رقص پرستوهای مهاجر بشینیم...
عشق کنیم باهم ...
من و تو یار دیرینه هم هستیم پاییز ...
خیلی وق

ادامه مطلب  

نیمه شب...  

 ساعت2:24 نیمه شب ... خوابم نمیاد... شدید
سرما خوردم ...دارو هم نمی تونم بخورم ...
زمستان هم در حال گذر هست ...هیچی از روزامون
نفهمیدیدم... امیدوارم سال های بعدی بتونم باز بنویسم ...
این روزا همیشه دلتنگم... دلم یه دشت بی انتها 
میخواد ...یه درخت مجنون ... یه رودخونه ...
یه آسمون نیمه ابری... یه عالمه عاشقي ... تنهای تنها ...
بشینیم باهم چایی بخوریم... درد دل کنییم ...
به تماشای رقص پرستوهای مهاجر بشینیم...
عشق کنیم باهم ...
من و تو یار دیرینه هم هستیم پاییز ...
خیلی وق

ادامه مطلب  

دلم در عاشقی زار اوفتادست ...(رشیدالدین وطواط)  

 
 
دلم در عاشقي زار اوفتادست
بدست رنج و تیمار اوفتادست
ستم کش بایدم بودن بنا کام
که معشوقت ستمگار اوفتادست
نکو رویست و بدخویست و نشگفت
که گل در صحبت خار اوفتادست
بلای جان خلقست و دل من
بصد جانش خریدار اوفتادست
دلم امسال در دام غم عشق
بتراز پارو پیرار اوفتادست
همی شویم بخون این بار چهره
که دست خونم این بار اوفتادست
مرا عشقست و جز من مردمان را
ازین انواع بسیار اوفتادست
دلم بر دست و جان هم برد خواهد
نه خر مرده است و نه بار اوفتادست
ملامت چون کنم

ادامه مطلب  

هر که می‌آید ز در پندارم اوست  

صفحه را بالا می‌برم
 
          پایین می‌آورم
 
               تا نامت را بیابم
 
 نیستی
 
        اما انگار بویت هست
 
                  انگار همه تویند
 
مثل عاشقي که دم خانه معشوق قدم می‌زند تا معشوق از خانه بیرون آید و نگاهی کند
 
توی صفحه می‌‌مانم و بالا و پایین می‌روم
 
                    تا هنگامی که نامت مثل خورشید بامدادان
 
                                           طلوع کند
 
                                           و زیبایی‌ات روشن کند 
 
             

ادامه مطلب  

اسكيزوفرني، حرفام با دوست خياليم...  

-یادت نیست چقد ازش بد میگفتی ؟ تو همین وبلاگ چقد ازش بد نوشتی +اره نوشتم، واقعی هم بود ، مثلا بضی اوقات پیامامو میخوند ج نمیداد -خب حالا هم كه ولت كرده، +خودتم میدونی، به اجبار ولم كرد، البته نه هنوز كامل، ولی ،-ولی ولت كرد دیگه،+اره- ... +عاشقشم،، بفهم اینو،- الان تو بفهم ، به موضوع چی كار داری ، عاشقت بود، كله دنیا خراب میشد رو سرش تورو ول نمیكرد اونم به این بهونه ت خ م ی!+ هر روز به یادش گریه میكنم ، اخه اولین بار بود عاشق میشم ، حسه عاشقي نسبت به

ادامه مطلب  

اسكيزوفرني، حرفام با دوست خياليم...  

-یادت نیست چقد ازش بد میگفتی ؟ تو همین وبلاگ چقد ازش بد نوشتی +اره نوشتم، واقعی هم بود ، مثلا بضی اوقات پیامامو میخوند ج نمیداد -خب حالا هم كه ولت كرده، +خودتم میدونی، به اجبار ولم كرد، البته نه هنوز كامل، ولی ،-ولی ولت كرد دیگه،+اره- ... +عاشقشم،، بفهم اینو،- الان تو بفهم ، به موضوع چی كار داری ، عاشقت بود، كله دنیا خراب میشد رو سرش تورو ول نمیكرد اونم به این بهونه ت خ م ی!+ هر روز به یادش گریه میكنم ، اخه اولین بار بود عاشق میشم ، حسه عاشقي نسبت به

ادامه مطلب  

یه اتفاق غیر منتظره  

سلام بچه ها من امروز ساعت پنج و چهارده وبلاگ آقای سیاوش رو پیدا کردم
 
آقای سیاوش نویسنده ی رمان گناهم عاشقي بود هستن من این رمان رو تو پروفایلم بخش
کتاب های مورد علاقه نوشته بودم خیلی خوشحالم وبشون رو پیداکردم اگه شما این رمان رو
نخوندین پیشنهاد می کنم حتما بخونین

ادامه مطلب  

216_تیر ماه عاشقی...  

 
برای دوست داشتن تویک صبح بامدادی تیر ماهی خوب است!مهم نیست قرار دیدار کجاستهمین که پدر ،جوان است و قدرتمندهمین که پدربزرگ زنده است و ٱمیدوارهمین که بی بی نفس می کشد و دعا می کند همین که من منتظر آمدن کسی هستم،همین که من بی خیال دردها هستمهمین که تو هستی و می شود دوستت داشت...همین که تو بی اعتنایی می کنی به من...همین که هر جایی که تو باشی خوب است!....برای دوست داشتن تو یک جمعه اولین ِ تابستانی خوب است،روزی در میانه های راهبا سینه آمیخته با آه...برا

ادامه مطلب  

216_تیر ماه عاشقی...  

 
برای دوست داشتن تویک صبح بامدادی تیر ماهی خوب است!مهم نیست قرار دیدار کجاستهمین که پدر ،جوان است و قدرتمندهمین که پدربزرگ زنده است و ٱمیدوارهمین که بی بی نفس می کشد و دعا می کند همین که من منتظر آمدن کسی هستم،همین که من بی خیال دردها هستمهمین که تو هستی و می شود دوستت داشت...همین که تو بی اعتنایی می کنی به من...همین که هر جایی که تو باشی خوب است!....برای دوست داشتن تو یک جمعه اولین ِ تابستانی خوب است،روزی در میانه های راهبا سینه آمیخته با آه...برا

ادامه مطلب  

نمیتونی بند کنی پامو به زمین  

 
توی اون چشات نگاه میکنم نمیگذرن لحظه ها میپرسی از من چرا میگم بخوام بگم طولانی ن قصه ها نپرس از من چرا میگی میخوای بهت نشون بدم من یه راه ولی راهی نیست چونکه همه پُل ها شکستن ساله پیش وقتی همه چی عوض شدُ شدم قایقِ بی ساحلی که امروز روی  موجتِه فکر میکنی که عاشقي

ادامه مطلب  

تش و کلین  

تقدیم به شهدای آتش نشان
تَش و کِلین
دی دَکِته هارش پلاسکو یک دیم/تَش و کِلین دَپیته بومِ خِریم
کی می صدار اِشنونه تشِ بِن؟/بِرمه گَلی ریکا مه،چش رِ نَوِن
مگه ناهُوت بینه که تَش هِنیشته/کلین دِله بُوردِنی تَش نَنیشته
تَش که تَنیره زوُ هِرِستا بینی/اَنگِشت کُلو یِ سَر هِرِستا شینی
شما که جانِ خالی جِه بُوردنی/غصه ی شِه برارون خُوردنی
همه بُوردنه، شماها نَشینی/سرباز مگه کانده عقب نِشینی
تشِ دله شِه تنِ جا کاردنی/گرمِ کلینِ تنِ لا کاردنی
امروز

ادامه مطلب  

اندرونیِ مجنون  

 
«نوشته‌اند و خوانده‌ایم یا شنیده‌ایم که روزی روزگاری مجنون در بستر بیماری اوفتاد و اطباء متفق القول در باب طبابت و تیمار او به این یقین رسیدند که باید به رگ‌زنی مجنون (خون گرفتن به شیوه‌ی مرسوم آن زمان) همت بگمارند. مجنون چو زیر بار نشدی، کسان یک به یک در شگفت فرو شدند که مجنون ترا چه شده؟! تو که در بیابان همی بوده‌ای و در فراغ لیلی رنج و دشواری همی برده‌ای و در نبرد با دیوان و ددان نصرت یافته‌ای؛ حال از برای چه خوف کرده‌ای؟! مجنون

ادامه مطلب  

اندرونیِ مجنون  

 
«نوشته‌اند و خوانده‌ایم یا شنیده‌ایم که روزی روزگاری مجنون در بستر بیماری اوفتاد و اطباء متفق القول در باب طبابت و تیمار او به این یقین رسیدند که باید به رگ‌زنی مجنون (خون گرفتن به شیوه‌ی مرسوم آن زمان) همت بگمارند. مجنون چو زیر بار نشدی، کسان یک به یک در شگفت فرو شدند که مجنون ترا چه شده؟! تو که در بیابان همی بوده‌ای و در فراغ لیلی رنج و دشواری همی برده‌ای و در نبرد با دیوان و ددان نصرت یافته‌ای؛ حال از برای چه خوف کرده‌ای؟! مجنون

ادامه مطلب  

چله شو  

چله شو
نویسنده: روح اله نظرنژاد - ٢٧ بهمن ۱۳٩٥
چله شو
رها این خِنه رِ از غم هاکانم          
قَجر قوری رِ چایی دَم هاکانم
 
تَش هاکانم هیمه چِچ کِل بَواشه    
سیا کتری اُو رِ زَمزم  هاکانم
 
بخونم کتولی ، نجما ، امیری        
تِه جیگر خالی از ماتم هاکانم
 
تِه زخما ر دَوندم ناسورِ زخم         
ضِمات بَیرم سیا مَلهم هاکانم
 
بَخوندم چِلچِلا واری تیناری           
تَشِ وَر لَله ر همدم هاکانم
 
اَنده اَسلی دَشندم کیله باوه        
تِه دردِ وِن دِله قارزم

ادامه مطلب  

یکسال عاشقی  

 
یکسال گذشت...
آخرین هفت از آخرین ماه سال نود و پنج
این سال چقدر زیبا بود ، تازه فهمیدم زندگی یعنی چه
تمام روزهای که تا کنون سپری کرده بودم و از زندگی من گذشت فقط گذشت.‌.
و من فقط فکر میکردم زندگی میکنم
امسال فهمیدم زندگی یعنی چه
عاشق شدم
عاشقم هستی
چه حس زیبایی هست غمت غم اونم باشه، دردت درد اونم باشه ،با تو بخنده با تو گریه کنه ، با تو شاد باشه با تو درد دل کنه با تو باشه برای تو باشه
و بی شک و با همه وجود و با افتخار بتونی بگی که بهترین روز زندگی

ادامه مطلب  

 

بده دستاتو به من تا باورم شه پیشمی...میدونم خوب میدونی تو تار و پود و ریشمیتو که از دنیا گذشتی واسه یک خنده‌ی من....چرا من نگذرم از یه پوست و خون به اسم تن
تو خیالمم نبود دوباره عاشقي کنم...ممنونم اجازه دادی با تو زندگی کنمنمیدونم چی بگم که باورت شه جونمی....توی این کابوس درد رویای مهربونمی
(میدونی با تو) پرم از شعر و ستاره(.....میدونی بی تو) لحظه حرمتی نداره(میدونی در تو) این خدا بوده که تونسته گل عشقو بکاره
وقتی حتی پیشمی دلم برات تنگ میشه باز...عشق ت

ادامه مطلب  

 

بده دستاتو به من تا باورم شه پیشمی...میدونم خوب میدونی تو تار و پود و ریشمیتو که از دنیا گذشتی واسه یک خنده‌ی من....چرا من نگذرم از یه پوست و خون به اسم تن
تو خیالمم نبود دوباره عاشقي کنم...ممنونم اجازه دادی با تو زندگی کنمنمیدونم چی بگم که باورت شه جونمی....توی این کابوس درد رویای مهربونمی
(میدونی با تو) پرم از شعر و ستاره(.....میدونی بی تو) لحظه حرمتی نداره(میدونی در تو) این خدا بوده که تونسته گل عشقو بکاره
وقتی حتی پیشمی دلم برات تنگ میشه باز...عشق ت

ادامه مطلب  

قطره 68  

تلنگر میزند امشب کسی بر سقف این خانه...
تویی باران ؟
تو ای مهمان ناخوانده !
بزن باران !
تو هم زخمی بزن بر زخم این خانه.....
بزن اهنگ زیبایت ....
صدای چک چک سازت میان کاسه خالی ! شکنجه میکند
 
 امشب من تنها ی زندانی ! تو ای باران ؟
از این ویرانه دل بگذر ،
یقین بیرون این خانه ،
هزاران دل ، هوای عاشقي دارند....

ادامه مطلب  

بوسه  

حالا بیا که بوسه به ما مزه میدهد
لب بر لب و صدا به صدامزه میدهد
حالا که مثل شانه به زلفت نشسته ام
این بوسه های غرق صفامزه میدهد
در بارگاه سبز خدایان عاشقي
اینهابدون چون و چرا مزه میدهد
ازانبساط روشن شبهای آسمان
تا خلوتی بنام خفا مزه میدهد
وقتی که درحلاوت قلبم نشسته ای
شیرینی شروع خدا مزه میدهد
لب بر لب و نفس به نفس مثل این غزل
این لحظه های با تو رها مز ه میدهد

ادامه مطلب  

چگونه فراموش کنم تو را؟  

چگونه فراموشت کنم تو را .که از خرابه های بی کسی به قصر سپید عشق هدایتم کردی.عاشقي بی قرار و یاری با وفا برای خویش ساختی.اهو بره ای شدی که دوستی گرگ را پذیرفتی.وبرای اشکهای او شانه هایت را ارزانی داشتی.و با صداقت عاشقانه ات دلش را به دست آوردی.چگونه فراموشت کنم تو را .که سالها در خیالم سایه ات را می دیدم.و طپش قلبت را حس می کردم. و به جستجوی یافنت به درگاه پروردگارم دعا می کردم.که خدایا پس کی او را خواهم یافت.چگونه فراموشت کنم تو راکه همزمان با تول

ادامه مطلب  

 

من که ندیده ام زنی عاشق شود و جز دوست داشتن چیز دیگری را به زبان بیاورد قولتان میدهم! که هیچ چیز غیر دوستت دارم نمی شنوید از او... وقتی میگوید چقد خوب موهایت حالت گرفته اند امروز! یا چقد این لباس به رنگ و رویت امده است! یا مثلا چقد بهت گفته ام که صبحانه نخورده از خانه بیرون نیا که نهارت را یخ زده نخور که شامت را از ساندویچی های بد مزه فلان جا نخر! وقتی میگوید وقتی مریض شدی هیچکس نیست کنارت من چه گورم را بکنم...! یا مثلا امروز خسته ای بیا بنشین کمی کتا

ادامه مطلب  

 

 دست نوشته هایم را که دیدند از من پرسیدند:
عاشقي...؟
گفتم :نه...
_ خیانت دیده ای؟
_نه...
_تنهایی؟
_ نه...نه...نه...
_ پس این عاشقانه ها چیست ؟ برای چه مینویسی؟
فقط به آنها لبخند زدم...چه میتوانستم بگویم...
من نه عاشقم ، نه تنهایم، نه خیانت دیده ام ...
فقط بعضی وقتا...
 احساس میکنم خیلی شکستم ...

ادامه مطلب  

 

تو را می ستایم محبوبم
تو را که با این قدرت عاشقي،  میتوانی اینطور مقتدرانه مطیع عقلت باشی.
به احترام سخن دیشب شما سکوت کرده ام.
محو باشم از زمین اگر تقلای من برای عاشقت ماندن محبوبم را بیازارد. میدانم که چه میگویی...می فهم وقتی می گویی رنج کشیدنت را تاب نمیاورم وقتی نمیتوانم برایت کاری کنم.
محبوبم درتوانم نیست کاری کنم
تو امر کن بگو خموش باشم و بی فروغ
من در عمیق ترین دره ی جهان پنهان می شوم
اما قبول کن! قبول کن مهر تو تنها روزنه ی نفس کشیدن من اس

ادامه مطلب  

 

تو را می ستایم محبوبم
تو را که با این قدرت عاشقي،  میتوانی اینطور مقتدرانه مطیع عقلت باشی.
به احترام سخن دیشب شما سکوت کرده ام.
محو باشم از زمین اگر تقلای من برای عاشقت ماندن محبوبم را بیازارد. میدانم که چه میگویی...می فهم وقتی می گویی رنج کشیدنت را تاب نمیاورم وقتی نمیتوانم برایت کاری کنم.
محبوبم درتوانم نیست کاری کنم
تو امر کن بگو خموش باشم و بی فروغ
من در عمیق ترین دره ی جهان پنهان می شوم
اما قبول کن! قبول کن مهر تو تنها روزنه ی نفس کشیدن من اس

ادامه مطلب  

یه شب پر از دلتنگی  

"خدا"
سلام عشقم
چهارصدو شانزدهمین شب رو هم با هم گذروندیم
دوتایی باهم ساختیم و تمومش کردیم
با شب بخیر قشنگ تو تموم شد.شب، با شب بخیرت چند برابر زیباتر میشه
عاشقتم.بدون هیچ منطقی
عاشق خنده هاتم.عاشق چشمای قشنگتم
عاشق همون دوتا تیله مشکی که تو چشماته
عاشق صداتم،خیلی ارومم میکنه
اروووم قلب منی.دنیا با بودن تو میگذره
وقتی که هستی،انگار دنیا ماله منه
دلم برات خیلی تنگ شده.روزشماری میکنم که ببینمت
امروز دوباره رفتم به همون روز اول
با اومدنت قلبمو

ادامه مطلب  

سالها بعد از کنار سنگدلی می گذری که نمی فهمی روزی عاشقت بوده...  

ساده دلی که همیشه سرش کلاه میره...
دستهایم را به اندازه ی آغوشی باز می کنم که تو را و مرا درون خود جای بدهد. تو هیچ وقت بد نبودی، نیستی و نخواهی بود عزیز من! حداقل در باور من اینطور است. حتی هرچقدر هم که نفرت انگیز باشی، باز هم برای من همانی که باید باشی... همان دوست داشتنی  ِ  همیشگی، همان بداخلاق  ِ  همیشگی و همانی که همیشه شاکی است. از خودم نوشتم، از درون  ِ  خودم و قلبی نوشت که هیچ وقت باور  ِ  اینگونه عاشقي را نداشت! تنها میمانم، تنها...
فرار نم

ادامه مطلب  

♥♥اروزها♥♥  

به آرزوهایى كه توهم شد...
رویاهایى كه گذشت....
به چیزایى كه حقت بود اما شد توقع...
و زخمهایى كه با نمك روزگار اغشته شد.....
و احساسى كه دیگران اشتباه مى نامند...
و دست آخر دنیایى كه بهت پشت كرده......
وبازهم انتهاى دفتر خودت میمانى....
و سكوت هم دواى دردش نیست...
 
 
دنیای لعنتی!!!! کاش مهربان تر بودى....
 
و در آخر.....هستی من!!!!!
 
مــــــــــــــــــــن هنوز آرام دوستت خواهم داشت...
 
طوری که خودت هم از این علاقه بویی نبری!!!
همین که بودنت را زیر یک آسمان حس کنم ک

ادامه مطلب  

 

بعد از این که مامانم رابطمونو فهمید، اجازه نداد که نداد باهم باشیم. با کلی زور و دعوا مجبور به جدایی شدم. ولی باز هم با هم حرف میزدیم. بازم رابطه رو تموم نکردیم. ولی وقتی بین دوتا نخواستن باشی باید چیکار کنی؟ مادرت، عزیز تر از جانت،بهش به دروغ قول دادی که دیگه با اون پسر ارتباطی نداشته باشی. ولی نمیتونی و با اون که همه زندگیت شده رابطه داری. دوستی، حرف میزنی.... با این که میدونی یه روزی اون آدم بهت میگه تو دروغگویی و بهت اعتماد ندارم چون به مادرت

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1